خرید بک لینک

باغِ بـی‌برگـم، برایـم باغبـانـی می‌کنی؟ باز می‌خوانی غزل، یاد از جوانی می‌کنی؟





باغِ بـی‌برگـم، برایـم باغبـانـی می‌کنی؟
باز می‌خوانی غزل، یاد از جوانی می‌کنی؟

چون اسیـری دربه‌در، صحـرانـوردم کرده‌ای
سر تو را بادا سلامت، ساربانی می‌کنی؟

بختِ من تاریک‌و طالع نحس‌و اقبالم سیاه
می‌بری با خود مرا هم، آسمانی می‌کنی؟

از لب من میزبانی میکنی؟؟؟

دردمندم، از دیـارم بهــرِ تسکین آمدم
در به رویم می‌گشایـی، دُرفشانی می‌کنی؟

در خیالم، بوسه بر چشمانِ مستت می‌زنم
از لبم، از بوسه‌هایم، میزبانی می‌کنی؟

گفته بودی عاشقان را می‌کُشی باتیرِ عشق
نازِ شستت، بعدِ مرگم شادمانی می‌کنی؟

دیده‌ای بی‌حرمتـی‌ از من بسـی، در انجمن
جمله را در چاهٔ نسیان، بایگانی می‌کنی؟

#محمدرضا_فتحی




برچسب: نویسنده: 7297 تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:24

صفحه بندی